تبليغاتX
انسان نما

انسان نما

سيگارم را از پنجره اتاق بيرون مي تکانم دنيا زير سيگاري من است

  

 

درشهر مرا همه سنگ می زنند.

 از خندیدنم مرا با سنگ می زنند .

 من می خندم و می چرخم

 و می رقصم و از گردش ایام این شور و شر اصلا خدایی نیست

 

 ولی در پشت چراغ به چشمک هایش می خندم

 و یک شخص هست که مرا با سنگ میزند

 

ولی من باز می خندم و می خندم و می خندم

 

 انگاه که از خدا می گویم باز مرا میزنند و می زنند و می زنند

 ولی من باز از خدا می گویم.من از خدا؛ خدا خدا می گویم

 

و از شیطان باز از خدا می گویم من از خود نیز از خدا می گویم ولی باز مرا میزنند

شده ام دیوانه شهر گرد. در شهر همه مرا  سنگ می زنند

 از صبح تا سحر مرا با اخم می زنند

 شده ام مضحكه کوچه های شهر تا به هر کودک که می رسم

 مرا با سنگ میزند ولی من باز می خندم

.مرا سنگ بزنید در شهر مرا سنگ بزنید

 شاید در پشت دریاها شهری باشد که پنجره ها رو به تجلی باز شود

و در دست هر کودک شهر شاخه معرفتی

 من از باورم انجا محبت را میان دیوانگان عاقل جست و جو کردم.

صبح بیدار شدم در اینه گفتم لبخند بزن بیچاره امروز روز تو است.

ولی این بارنيز در شهر مرا سنگ زدند........

می گویند باید تو را در قل  زنجیر کرد.


 

بوی گند میاد

نه بوی سیگارم نیست

 مغزمه که دیگه بوی گند میده

روی هیچ چیز نمی تونم تمرکز کنم

 

شایدم دیونه شدم

اونم نمی دونم

تازگی ها به سلامتی روانم شک می کنم

 

پ ن

دلم برای دستای بی ریات تنگ شده مادر

بیا بخوابم

+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت11:0 بعد از ظهرتوسط انسان نما | |

  

مخم داره سوووووووووت مي كشه

ديگه تحمل اين همه فشار و ندارم نمي دونم چرا اون شب تصادف نمردم

بابا خدا گفتم دنيات ارزوني خودت

يادمه ده دقيقه قبل از تصادف اينو بهت گفتم

فقط يك نور زرد يادمه بعدشم سرو صدا

يك لحظه فكر كردم رفتم پارتي

از حال رفتم

واي چه لذتي داشت

هيچي نفهميدم احساس بي وزني مي كردم

وقتي چشاي لعنتيمو كه باز كردم ديدم تو ماشين اورژانس

يكي داره شلپ شلپ مي زنه تو گوش من

نمي دونم چيكارم داشت و چرا منو آورد پايين

تنم درد مي كنه ولي مخم بيشتر از همه آزرده ست  

اي كاش مي شد برم  

عزراييل اين روزا هم كلاس مي زاره

 

 پي نوشت :

اين روزا به جسي حسوديم ميشه

اي كاش منم مثل اون نفهم و بي شعور بودم

تا حالا شده به زندگي سگ خودت حسوديت بشه ؟

ما كه شديم

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت0:2 قبل از ظهرتوسط انسان نما |

+نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت0:35 قبل از ظهرتوسط انسان نما | |

 

 

آهای ببینیدخلایق

  آی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا با توامممممممممم 

صدامو می شنویییییییییی از این پایین صدامو می شنویییییییییییی

خوشگل شدم؟

چهره جدیدم بهم میاد ؟

گرگ صفت

شنیدم  من نمی گم : من ملک بودممممممممممممم و فردوس برین جایم بود

بهشتت ارزونی خودت 

  دنیا رو به من ببخش  آخه برای تو فرقی نمی کنه

نه سود داره نه زیان  شایدم ضرر کنی نمی دونم

ولی ببخش  بخشنده

ببین خدا فکر می کنم با این قوانین سختت

خود خودت تنها تو اون بهشتت تنهای تنها بمونی

خوب تنهایی رو دوست داری

 

                                                 ۸۸۸۸

از ترس گرگها   "  آدمیزاد هااااااا "

گرگ شدم

گرگ هاری شده ام

خدا خوب شدم ؟ ؟؟؟

 

.....

 

+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت3:1 قبل از ظهرتوسط انسان نما | |

 

 

روزگارم شده همرا با یک بی قیدی تمام " روز مرگی "

 

پی نوشت :

جای خالی تو با هیچ چیز پر نمیشود

می دانم فکر داشتن تو رو یایی دست نیافتنی بوده و هست

 

 

 

+نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت2:12 بعد از ظهرتوسط انسان نما | |